|
معرفت
|
||

* مهدي دانشرفتار
* رضا كرمرضايي
* محمود بنفشهخواه
* كيومرث ملكمطيعي
* حميده خيرآبادي
* نعمت حقيقي
* علي اصغر اوجاني
* محمد رضا اعلامي
* محمود بهرامي
محمد باقر آشتياني
* فرامرز فرازمند
* مهين شهابي
*رضا خندان
* منوچهر حقانيپرست
* معصومه اسكندري
* محمد رازدشت
* اسماعيل رياحي
* مهدي آرياننژاد
* حسين باغي
* محسن يوسفبيك
* عباس اميري
* مهري وداديانماجرای معمار اصفهانی
در زمانهای گذشته، روزی معماری مشغول ساختن
قسمتهایی از مسجد شاه اصفهان بود. در این وقت پیرزنی که از حمام عازم منزلش بود به جلوی مسجد رسید. سر و صدای کارگران و منظرۀ منارۀ مسجد، توجهش را به آن سمت جلب کرد. همان جا ایستاد و مشغول تماشای فعالیت کارگران و مناره شد و بعد به تصور اینکه مناره کج است جلو رفت و از کارگران پرسید:
- معار مسجد کیه ننه؟
کارگران، مردی را به او نشان دادند. پیرزن پیش رفت و گفت:
- شما معمار این مسجد هستید؟
معمار که مرد نسبتاً مسنی بود در جواب پیرزن گفت:
- بله مادر، چطور مگه؟
پیرزن گفت: می ترسم ناراحت شوی و بدت بیاید.
معمار گفت: نه ننه جان بفرمایید.
پیرزن گفت: به نظر من این مناره یک کمی کج است!
معمار نگاهی به مناره انداخت و با خوشرویی گفت:
- حق با شماست کجه!
بعد دست پیرزن را گرفت و او را تا نزدیک سکویی برد و گفت:
- شما بفرمایید اینجا بنشینید تا من بروم و مناره را راست کنم!
معمار پس از نشانیدن پیرزن روی سکو به طرف پله رفت و در بالای مناره خودش را به پیرزن نشان داد و در سمت راست مناره ایستاد و دستها را روی بدنۀ برج گذاشت و در مقابل چشمان متعجب کارگران به برج فشار آورد و لحظه ای بعد پیش پیرزن آمده و پرسید:
- چطور شد ننه؟
پیرزن نگاهی به مناره کرد و گفت: نه ننه هنوز کجه!
معمار این بار به سمت چپ مناره رفت و با دو دست به پایۀ برج فشار آورد و در حالی که از این کار خسته به نظر می رسید پیش پیرزن آمد و گفت:
- ننه جان، مثل اینکه حالا دیگه راست شده باشد!
پیرزن نگاهی به برج انداخت و گفت: - یه خورده بهتر شد ولی هنوز راست راست نشده است!
معمار بدون اظهار ناراحتی برای بار سوم به طرف برج رفت و از جهت دیگر به برج فشار آورد و با دست حرکاتی در بالای برج انجام داده و تیشه اش را چند بار به این طرف و آن طرف زد و پایین آمد و در حالی که کاملاً خسته نشان می داد، خطاب به پیرزن گفت:
- ننه این دفعه دیگه خوب شد؟
پیرزن نگاه بی فروغ خودش را از بالا تا پایین برج انداخت و گفت:
- آها، حالا دیگه خوب شد معمار، خدا خیرت بده، دستت درد نکنه!
و بعد بلند شد و رفت. کارگران ساختمانی که آنجا ایستاده بودند و با حیرت و تعجب بسیار به حرکات معمار می نگریستند و به سخنان پیرزن گوش می دادند، یک باره دور معمار را گرفتند و از او پرسیدند:
- معمار این کارها چی بود که کردی؟! مگر حرف یک پیرزن چه ارزشی دارد که این همه به خودت زحمت دادی؟! ولش می کردی می رفت. تو هم بیکاری معمار؟
معمار در حالی که لبخندی بر لب داشت، همۀ حرفهای کارگران را گوش داد و بعد سرش را چند بار تکان داد و گفت: شما متوجه نیستید، اگر من این کارها را نمی کردم، پیرزنه می رفت و موضوع را یک کلاغ چهل کلاغ می کرد و توی شهر راه می افتاد و همه جا پر می ساخت که منارۀ مسجد شاه کجه و بعد مردم از فردا گروه گروه به اینجا می آمدند و هر کدام اظهار عقیده ای می کردند و موضوع کجی مناره را به همۀ ولایات می رسیدو حاکم و شاه را هم قانع می ساختند که منار کج ساخته شده است و حالا خر بیار و باقالی بار کن، با این حساب هم آبروی ما می رفت، هم کلی خرج روی دست ما می گذاشت
اما نتایجی که می توان از این ماجرا گرفت:
استاد معمار بزرگی که در عین استادی مطلق در معماری، فردی عارف مسلک و حکیم نیز بوده است. در عکس العملی که او در این ماجرا نشان داده است درسها و نکته ها نهفته است. نکتۀ اول :دل تمامی انسانها ،خانۀ حق است و عزیز است و باید تلاش کرد تا هر کسی را دلخوش نمود و موجب آزردگی خاطر کسی نشد. معمار اصفهانی با کاری که انجام می دهد دل این پیرزن را خوش می کند و به او می باوراند که نظرش دارای ارزش است و بنابراین صاحب شخصیت است و انرژی فوق العاده ای به پیرزن می بخشد.
نکتۀ دوم:همانطور که در پایان داستان آمده از یک کلاغ چهل کلاغ پیرزن جلوگیری می کند و با فراست و دور بینی خود از یک فاجعه جلوگیری به عمل می آورد. بنابرین هم دنیا را تأمین می کند مطلب سوم: درس بسیار خوبی به کارگران و همکاران خود می دهد تا کمی از نوک دماغ خود فراتر را ببینند و از کنار هر مسئله ای که در نظر بسیاری خرد و حقیر می آید به راحتی نگذرند و با نگاهی توأم با بینش و حکمت به وقایع بنگرند. بنابراین لحظاتی را که ممکن است با ناراحتی و رنجش توأم باشد به لحظاتی شیرین همراه با خنده و شادی تبدیل می شود.کاش می شد کمی از رفتار قدیمی های خودمان درس می گرفتیم، آن وقت این دنیا چه جای قشنگ و دلپذیری می شد. هزاران سلام و درود بر ارواح بلندشان. چه لطایفی از خود به یادگار گذاشتند و چه بناهایی که در عرصۀ گیتی نظیری برای آنها یافت نمی شود.
.آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند.
- محمد حجازی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد.
«امرسون
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی ، نترس !
تو برنده ای ، چون خدا همیشه دو دستش پُره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آن هایی که عمیقا عشق می ورزند، هیچ گاه پیر نمی شوند. ممکن است بر اثر کهولت سن از دنیا بروند اما جوان می میرند
آرتور وینگ پینرو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی ، نترس !
تو برنده ای ، چون خدا همیشه دو دستش پُره
در سه جا مواظبت کنید.
موقعه ایی که بادوستان هستید،مواظب زبان خود ،موقعه ایکه درکنارپدرومادرهستید مواظب رفتارخود،
وموقعه ایکه تنها هستید،مواظب افکارخود باشید.
قدرت مثبتاندیشی
آیا تابحال به این فکر کردهاید که افکاری که از ذهنتان میگذرند مسئول اتفاقاتی است که در زندگیتان می افتد؟ آنچه که فکر میکنیم دقیقاً همان چیزی است که در زندگی بدست می آوریم. طریقه فکر کردن ما بر رفتار؛ احساسات و روحیه ما ، آنطور که همه چیز را میبینیم و در موقعیتهای مختلف چطور کنش و واکنش نشان میدهیم، تاثیر میگذارد. پس آنچه که در ذهن ما میگذرد خود زندگیمان است. به محض اینکه مثبتاندیشی را شروع کنید، عزت و اعتماد به نفستان قوی و محکم خواهد شد .
قدرت مثبتاندیشی با تصویرسازی
قدرت ذهن، پس از قدرت روح، دومین ابزار قدرتمندی است که داریم و میتواند در بسیاری از موقعیتها حتی تمایلات و قدرتهای فرا انسانی هم به ما بدهد (مثلاً در مواقع خطر).
افکار ما میتواند از ذهن ناخودآگاهمان عبور کرده و در آن ذخیره شوند که این میتواند بر رفتارها و واکنشهای ما اثر بگذارد. افکار ما همچنین این توانایی را دارند که وارد ذهن ناخودآگاه اطرافیانمان هم بشوند. افکاری که با دیگران تقسیم میکنیم، باعث میشود به طور مثبت یا منفی نسبت به ما جهتگیری کنند. ممکن است احساس عشق و احترام یا احساس عصبانیت و تنفر نسبت به ما پیدا کنند. افکار ما موجب عملها و واکنشهای ما، نه تنها در دنیای ذهنمان بلکه در دنیای واقعی هستند.
تابحال فکر کردهاید چطور میتوانید در زندگیتان تغییر اساسی ایجاد کنید؟ ایجاد تغییر در زندگیمان فقط با کنترل کردن افکارمان میسر است، اینکه بتوانیم از منفیبافی دوری کنیم و فقط مثبتها و زیباییهای زندگیمان را نشان دهیم. این قدرت فکر ماست! در زیر به 10 راه موثر برای کمک به شروع مثبتاندیشیدن اشاره میکنیم.
1. شروع کنید به موفقیت فکر کنید.
یک تصویر غیرقابل ویرایش بعنوان یک شخص موفق از خودتان در ذهنتان ایجاد کنید. این تصویر قوی را همیشه همراهتان داشته باشید و اجازه ندهید هیچوقت از ذهنتان پاک شود. به مرور زمان، این تصویر با شما رشد یافته و جزئیات آن مشخصتر میشوند. هیچوقت نباید با واقعیت تصویر عقلانی مبارزه کنید چون کار بسیار خطرناکی است. ذهن شما همچنین سعی خواهد کرد منافذ خالی آنچه ابتدا تصویر شده بود را پر کند. همیشه صرفنظر از اینکه چقدر در آن لحظه ممکن است همه چیز بد و زشت به نظرتان برسد، موفقیت را به یاد داشته باشید.
هربار یک فکر منفی درمورد قدرت و تواناییهایی فردیتان به ذهنتان خطور میکند، سعی کنید سریع به یک چیز خیلی مثبت فکر کنید.
2. موانع و ترسها را دور بزنید.
سعی کنید وجود هر مانعی را به حداقل برسانید. مشکلات باید بررسی شوند و به طور موثری با آنها برخورد شود تا از بین بروند،
3. افکارتان را به تصویر تبدیل کنید.
به مغزتان بعنوان یک دستگاه پخش ویدئو نگاه کنید. خلاق باشیم و رویاپردازی کنیم.
افکار منفی تصاویر منفی ایجاد میکنند و درنتیجه واکنشهای ما را منفی میکنند. همین اتفاق برای افکار مثبت میافتد که دقیقاً برعکس این عمل میکند و به سود ما هستند. برای شروع مثبتاندیشی باید این تصویر مثبت را در ذهنتان بسازید و از الهام و خلاقیتی که به شما میدهد استفاده ببرید.
4. بهسادگی تحت تاثیر دیگران قرار نگیرید.
این یکی از هوشمندانهترین توصیههاست. نباید اینقدر تحتتاثیر دیگران قرار گیرید که بخواهید از آنها کپی کنید. هیچکس نمیتواند به اندازه خود شما موثر باشد. یادتان باشد که باوجود اینکه یک نفر ممکن است بسیار فعال و موفق بهنظر برسد، اما آنها هم ممکن است به همان اندازه کمبود اعتمادبهنفس داشته باشد .
5. خودتان را بهتر بشناسید.
سعی کنید خودتان را بهتر بشناسید. ببینید چه چیزی موجب پایین آمدنتان یا ترسها و سوءظن هایتان شده است. امکان دارد که این احساسات منفی از کودکیتان ریشه گرفته باشد. سعی کنید خودتان را بهتر بشناسید که این اولین قدم برای کنترل بهتر زندگیتان است.
6. از مهارتهایتان یک ارزیابی واقعبینانه به عمل آورید.
مهارتهایتان را ارزیابی کرده و بعد آن را بالا ببرید. فقط زمانی که به خودتان ایمان پیدا کردید میتوانید مثبت فکر کنید.
7. مثبت فکر کنید و خلاق باشید.
یعنی بتوانید برنامهریزی کنید، طرحریزی کنید و اهدافی برای آیندهتان درنظر بگیرید. از چیزهای خیلی کوچک روزمره شروع کنید. این می تواند اولین قدم برای سازمان دادن به افکارتان درمورد نحوه اجرای کارهایتان است.
8. از زمانتان به طور موثر استفاده کنید.
شروع کنید افکارتان را به عمل تبدیل کنید. و راههایی را برای ساده کردن کارهای روزانه پیدا کنید تا در زمانتان صرفهجویی شودولی از کیفیت کارها کم نشود.
9. مشکلات هر روزتان را حل کنید.
برای حل بعضی از مشکلات تمرکز کنید و بعد به قدرت مثبتاندیشی خود برای شکل دادن به قدمهای بعدی زندگی جهت بدهید.
10. دست از خیالپردازی برندارید.
بله خیالپردازی کنید! قدرت فکر کردن شما را به لحظات عالی میبرد که موجب شادی و خوشحالیتان شده بوده است. میتواند به طور جادویی شما را به کنار ساحل ببرد انگار که به تعطیلات آمدهاید! می تواند شما را به سمت صداها، رنگها، بوها و آدمهای محبوبتان ببرد.
مواظب باشیدتا افکاروخیال پردازی منفی درشماوارد وساخته نشود.
|
|