معرفت
 
 
 

 

به اسرائیل وحامی آن(آمریکا) میخواهیم بگوئیم که اینقدر گزینه گزینه نکنه،ما ملت با معرفت هم یکی از گزینه های روی میز آنهائیم.

یا پیروزی یا شهادت.

جای بایرام لودر خالی، مردک رفته میگه همه ی گوزینه ها رو میزه!

حاجی تو رسماً اعلام کردی به یه اونجا میخای شیلیک کنی این شد، گفتی دستور رو صادر کردی رفته پی کارش، اونم به کی، پسر حافظ اسد. که اینهمه تا حالا پاچه اش رو گزیدی، حالا، آخه، میگی واسه ما تیرکمون می کشی؟

آخه بزنمت ؟

بنظر من ها، ما همین بایرام و حاجی گیرینفم بفرستیم خط واسه تو و رفیقات کافیه .

 |+| نوشته شده در  بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

چوپانی که با پیامک به مردم،اظهارمیکندکه حدود دوهزارسکه به همراه دومجسمه قدیمی درزمین زراعی عموش پیداکرده وقسم میخورد به امامان معصوم وبه قرآن که این موضوع را به هیچکس نکو .بدین وسیله مردم ساده وحریص را تهمه خودمیکند وباکلاهبرداری،میلیونها تومن به جیب میزند.همچنین برای فریب ماموران،به فروش خیارگوجه ایی و...درکنارجاده می پردازندتاشناخته نشوندکه معمولا بابچه یازن میباشند.هم طعمه ها را رصدمیکنندوهم احیانا ماموران را.

متاسفانه هنوز این چوپانهای دروغگو به دام پلیس نیفتاده اند.

آخرین شماره ازاین چوپان خوزستانی که پیامک داده:

۰۹۱۰۸۵۸۴۶۳۸ 

 |+| نوشته شده در  نهم بهمن ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

 دوست داری با تو چگونه رفتار كنند؟ نام و لقب زشت بر تو نگذارند؟ مگر نَه اینكه از توهین و تحقیر و استهزای دیگران نسبت به خودت ناراحت و رنحیده می شوی؟ مگر نه اینكه دوست داری در جمع مردم، مورد تكریم و تشویق و توجه قرار گیری؟ یكی از نكات مهم مربوط به معاشرت، آن است كه آنچه را درباره خود نمی پسندی، در باره دیگران هم روا ندانی و آنچه نسبت به خویش دوست می داری، برای دیگران هم بخواهی و آنچه را در كار دیگران زشت می شماری، برای خود نیز زشت بدانی. اگر از كارهای ناپسند دیگران انتقاد می كنی، همان كارها و صفات در تو نباشد. این نوعی «خود ادب كردن» است و كسی به این موهبت دست می یابد كه از فرزانگی و هوشیاری و عقلانیّتی تیز و بصیر برخوردار باشد. به فرموده حضرت امیر (علیه السّلام):
«كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غیرك»؛
در ادب كردن تو نسبت به خویشتن، همین تو را بس كه آنچه را از دیگری ناپسند می بینی از آن پرهیز كنی.

هر كس حدّ و مرز خود را بشناسد و از آن فراتر نرود، دارای ادب است. بی ادبی، نوعی ورود به منطقه ممنوعه و پایمال كردن حدّ و حریم در برخورد هاست. این سخن بلند علویّ را هم در این زمینه بخوانیم كه فرمود:
«افضل الادب ان یقف الانسان علی حده و لا یتعدیّ قدره»؛
برترین ادب، آن است كه انسان بر سر حدّ و مرز و اندازه خویش بایستد و از قدر خود فراتر نرود. ادب، به خودی خود یك ارزش اخلاقی و اجتماعی است و ارزش آفرین، هم برای فرزندان، هم برای اولیاء كه تربیت كننده آنانند.

ادب در هر كه و هر كجا باشد، هاله ای از محبت و مجذوبیت را بر گرد خود پدید می آورد و انسان با ادب را عزیز و دوست داشتنی می كند.
ادب، خودش یك سرمایه است و هر سر مایه ای بدون آن بی بهاست.
مدالی است بر سینه صاحبش كه چشمها و دلها را خیره و فریفته می سازد. 
آن گونه كه علم، با حلم آراسته می گردد،
وشجاعت، با گذشت و عفو زینت می یابد،
و ثروت، با انفاق و بخشش، ارزش پیدا می كند،
حسب و نسب هم با ادب، ارج می یابد. شرافت نسب و اعتبار خانوادگی و آبرو و وجهه اجتماع، بدون داشتن ادب، آرایشی سطحی بر چهره‎ای زشت است. این سخن حضرت علی(علیه السلام) است كه:
«لاشرف‎مع‎سوءالادب»؛
با بی ادبی؛ هیچ شرافتی نیست. 
شناخت ادب هم جز با توجه به نمودهای بی ادبی میسر نمی گردد. این نمودها و نشانه ها و علایم، هم در گفتار نمایان است، هم در رفتار و برخورد. 
 

 متانت در گفتارو وقار در رفتار، نشانه ادب است.

 بی ادبی

بی خردی، گفتار زشت، بددهانی، تند خویی، زشت گویی، دشنام و توهین،  خیره سری، لجاجت و عناد و ...  بی ادبی است. 
كسی كه در برخورد با افراد، حاضر نیست از آنان با عظمت و تكریم یاد كند و مدام به استهزاء دیگران و غیبت آنان مشغول است، آنكه یاوه دیگران را با یاوه و دشنامشان را با دشنامی زشت تر پاسخ می دهد، آنكه در مجالس و محافل و صفها، رعایت حق دیگران و نظم و مقررات و سكوت و نوبت را نمی كند، آنكه حاضر نیست به حرف دیگران گوش دهد، كسی كه در گفتگو و بحث، داد می زند، گلو پاره می كند و جانب انصاف و حق را مراعات نمی كند، آنكه ... اینها همه نشانه هایی از فقدانِ ادب است.
ار آن سو، مراعات آداب در خوردن، آشامیدن، لباس پوشیدن یا لخت بودن، خلال كردن، سرفه، عطسه و ...  بی ادبی است وبی اعتنایی به حقوق و شخصیت و حرمت انسانهاست . اگر كسی هنگام عطسه، آب دهان به سفره و صورت بیفكند، یا به طرز مشمئز كننده ای غذا بخورد، یا به جای تقدیم دو دستیِ نامه و وسیله و ابزار، آن را پرت كند یا حتی یك دستی بدهد، یا هنگام مطالعه شما، سر و صدا كند، یا هنگام خلوت، سر زده وارد اتاقتان شود، و اجازه ورود نگیرد، اینها نمونه هایی از مراعات نكردن ادب اجتماعی است.

ادب از كه آموزیم؟
رفتار نیك دیگران، بر انسان تأثیر مثبت می گذارد. این امری روشن و طبیعی است. ناپسندیهای اخلاقی مردم نیز تأثیر سوء می گذارد. این هم عادی است. هنر انسانهای فرزانه و هوشمند آن است كه از رفتارهای ناپسند دیگران هم عبرت و درس می آموزند.
هم نیكان الگوی نیكی اند، هم بدان سر مشق بدی برای غافلان. اماعاقلتر كسی است كه از بدیهاراه خوبیها را می آموزد. این همان حكمتِ لقمانی است كه از فرزانگی او سر چمشه می گیرد. به قول سعدی:
«لقمان را گفتند: ادب از كه آموختی؟ گفت: از بی ادبان، كه هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز كردم.»

و اگر جز این بود، لقمان به لقبِ «حكیم» مشهور نمی شد. آری... ادب آموختن از بی ادبان. همچنان كه باید كم حرفی را از ورّاجان پر حرف و بیهوده گوی الهام گرفت. بزرگواری و كرامت نفس را هم باید از زشتیِ كارِ تنگ نظران و خسیس طبعان فرا گرفت. هیچ كس از زشتی و بدی، خوشش نمی آید. پس چرا ما خود را از آن پاك نسازیم كه محبوب شویم؟

«استاد اخلاقِ» ما در درون خودمان نهفته است. این روش، شیوه آموخته از امیر مؤمنان (علیه السّلام) است كه فرمود:
«اذا رأیت فی غیرك خلقا ذمیماً فتجنب من نفسك امثاله»؛
هر گاه در دیگری اخلاق ناپسندی را دیدی، بپرهیز كه آن گونه رفتار در خودت نباشد!
عیسای مسیح هم همین روش را داشت. از او پرسیدند: چه كسی تو را ادب آموخت؟فرمود: كسی مرا ادب نكرد. من، زشتی جهل را دیدم و از آن پرهیز كردم.

نشست و بر خاست و انس و معاشرت با افراد مؤدب، خلق و خوی و رفتارمان را به زینت «ادب» می آراید.

رسول اكرم (صلی الله علیه و اله) كه اسوه ایمان و الگوی اخلاق و ادب و رفتار نیكو است، خود را ادب كرده پرودگار دانسته و می فرماید: «ادبنی ربی فاحسن تأدیبی»
پروردگارم مرا ادب كرد و نیكو ادب كرد!
 
رفتار پیامبر

 به چند نمونه از ادبِ برخورد پیامبر با دیگران اشاره می كنیم:
رسول خدا با هر كس رو به رو می شد، سلام می داد، هم به كوچك، هم بزرگ.

هیچ گاه پای خود را پیش كسی دراز نمی كرد. هنگام نگاه، به صورت كسی خیره نمی شد، با چشم ابرو به كسی اشاره نمی كرد، هنگام نشستن، تكیه نمی داد.
وقتی با مردم دست می داد و مصافحه می كرد، هیچ گاه دست خود را عقب نمی كشید، تا طرف مقابل دست خود را بكشد. هیچ خوراكی را مذمّت نمی كرد. به هیچ كس دشنام و ناسزا نمی گفت و سخن ناراحت كننده ای بر زبان نمی آورد و بدی را با بدی پاسخ نمی گفت.

 |+| نوشته شده در  نهم بهمن ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

 همین الان افکارمنفی رو دور بریزیم.

سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می‌آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است كه او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می‌برد. هر اتفاقی كه در زندگی ما پیش می‌آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند.پس هرامری می‌تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناكامی‌و ناراحتی ما شود.

مثبت اندیشی به ما كمك می‌كند كه بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، كار و زندگی خود ایجاد كنیم .

كلمات نیز تأثیر بسیاری بر افكار و احساسات ما می‌گذارند.  پس دقت كنید كلماتتان را در جهت مثبت و زیبا كردن افكار و احساساتتان به كار ببرید.  

به كاربردن واژه ها و عبارات تأكیدی مثبت در زیباتر شدن افكار و اعمال ما و بهبود كیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی می‌شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم می‌رسم.»

هیچگاه مشكلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نكنید. این فكر كه دنیا سرشار از مشكل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای طلایی برای حل آن مسائل باشید.

نحوه اظهار نظر كردن در مورد دیگران و كارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی كنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نكنید. ابتدا در مورد آن فكر كنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح كنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد.

در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند كه با افكار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی كنید تا حد امكان با چنین افرادی همنشین نشوید.

بسیاری از مردم افكار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها می‌دهند.حتی در صحبتهایشان با یكدیگر مدام از سختیهای كارشان، كم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله می‌كنند و همین امر تأثیر منفی بر فكر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان می‌شود.

سعی كنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و كارتان برای دیگران صحبت كنید.

به نظر شما بهتر نیست كه ما به جای اینكه فقط به مشكلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیكاری و هزاران فكر منفی دیگر تمركز كنیم، به اینكه در زندگیمان بسیاری از اوقات كارها درست و خوب پیش می‌روند فكر كنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شكایت از زندگی و كار، هر جا كه هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت كنیم؟(حقیقت هم همین است)

ممكن است شما در آخرین سفرتان از اینكه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همكارانتان تعریف كنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف كرده اید؟

وقتی از شما می‌پرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی می‌دهید؟ آیا جواب می‌دهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا می‌گویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شكر همه چیز بر وفق مراد بود.»

اگر به تمام لحظات زندگیمان فكر كرده و آنها را مروركنیم،می‌بینیم كه در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است.پس چرا به جای فكر كردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فكر كنیم؟

فراموش نكنید كه افكار منفی می‌تواند یك روز سفید را خاكستری و افكار مثبت حتی یك روز خاكستری را زیبا و سفید نشان دهد .

به طوركلی مثبت اندیشی و افكار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به فرد دیگر سرایت می‌كند. شما می‌بایست سعی كنید به جای اینكه اجازه دهید افكار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف كند، با گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افكار مثبت را به دیگران منتقل كنید و به آنها بیاموزید كه افكار منفی شان را كنار گذاشته و اندیشه های مثبت را جایگزینش كنند. با این كار شما می‌توانید هم به اطرافیان خود كمك كرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت كنید.

هرگاه حادثه ناراحت كننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینكه مأیوس و نگران شوید، آن را به فال نیك گرفته و به این فكر كنید كه قطعا" راه دیگری برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و می‌بایست آن راه را بیابید.

سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان می‌كند:

«خدا گر به حكمت ببندد دری

به رحمت گشاید در دیگری»

به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد می‌كنم به جای تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست كه شما باید وارد كار جدید و بهتری شوید و فراموش نكنید كه در هر امری حتی به ظاهر ناراحت كننده، جایی برای  خوشحالی و موفقیت وجود دارد.

نوع نگرش و تفكرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او می‌باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.

خوش بینی نیز می‌بایست عاقلانه باشد . مثلا" در سرمایه گذاری در هر نوع فعالیتی بهتر است هم خوشبین باشیم و هم در كنار آن با نگاهی نقادانه و دقیق جلو برویم. نظر نقادانه به شما كمك می‌كند كه جلوی هدر رفتن سرمایه تان را بگیرید و دقیق ترو بهتر تصمیم بگیرید. اگر قرار است در كاری سرمایه گذاری كنید بهتر است، 70% با دید خوشبینانه و 30% با دید نقادانه جلو بروید.

 |+| نوشته شده در  چهاردهم دی ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

با پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران دربهمن۵۷ وقطع شدن دست غارتگران،جنگ هشت ساله برماتحمیل شد ودشمن تا توانست آنرا طولانی کرد تامردم انقلابی ماراکه درجبهه ها حضورداشتند،ازدامان انقلاب بگیرد.جنگ وویرانی از یک طرف و تحریمها از طرف دیگر.در زمان خاتمی،با ما خوب شدند وحسابی مارا وابسته خود کردند تا اینکه دشمنان انرژی هسته ایی را بهانه کردندو با انسجام بیشتر،بانکها وبیمه ها وکشتیرانی و صادرات وواردات ودارو! ودلارو...رانیزتحریم کردند.خیلی به مردم فشار اقتصادی آمد.بهرحال فکرنمیکنم چیزی برای اضافه کردن به  تحریمها داشته باشند،به خاطر همین حسابی عصبانی وسردرگمند.ولی بازهم به نظرمیآیدکه کوتاه آمدندولی رژیم صهیونیست برادامه تحریمهاپافشاری میکند تابه خیال خام خود، صبر مردم لبریز شود و ایران را به سرنوشت عراق و افغانستان وسوریه و...تبدیل کند.به احتمال قوی لابی صهیونیست دردولتهای اروپایی وامریکایی و عربی وهدایت آنها به سوی نظام مورد دلخواه خود،دست دارد.

تحریمها ی وارده برایران ازلحاظ استقلال آثارخوبی داشته است ولی نتایج بدی هم به همراه داشته که همه را به چشم صهیونیست می بینیم ویه وقت خودش تلافی میکنیم.

گوشه هایی از نتایج تحریمهای ظالمانه لابی صهیونیست جهانی:

 ورشگستکی قابل توجهی از گارگاهها وکارخانجات به خاطر گران بودن مواداولیه وارداتی،پرشدن بازار از اجناس چینی،بالا رفتن تلفات در تصادفات،تغذیه های نامناسب به خاطر گرانی، مشکل مسکن، بالا رفتن سن ازدواج، پائین آمدن آمارتولد، بالا رفتن مرگ ومیر و افزایش سرطانها به خاطرکمبوددارو... 

 |+| نوشته شده در  یازدهم آذر ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

 

رشد چشمگير تشيع در جهان ،توسط وهابيون به خوبي احساس شده تا آنجا كه برخي از آنها در كتاب‌هاي خود به طور واضح به اين مساله اشاره كرده‌اند.

دكتر "عصام العماد" فارغ‌التحصيل دانشگاه «امام محمد بن سعود» در رياض و شاگرد بن باز (مفتي اعظم و سابق عربستان سعودي) و امام جماعت يكي از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغان وهابيت در يمن كه پیش از شیعه شدن كتابي نيز در اثبات كفر و شرك شيعه تحت عنوان «اصله بين الاثني عشريه و فرق الغلاة» نوشته بود، با آشنايي با يكي از جوان‌هاي شيعه، با فرهنگ نوراني تشيع آشنا شد و از فرقه ضاله وهابيت دست كشيد و به مذهب شيعه مشرف شد. "عصام العماد" به همين مناسبت كتابي با عنوان «رحلتي من الوهابيه الي الاثني عشريه» تأليف نمود. وي در كتاب ديگر خود مي‌نويسد: با مطالعه كتاب‌هايي كه وهابيت در سال‌هاي اخير نوشته‌اند، به يقين در مي‌يابيم كه آنان احساس كرده‌اند كه تنها مذهب آينده، همان مذهب شيعه اماميه است.

شیخ "عبدالله الغنيمان" از اساتيد وهابي دانشگاه «الجامعه الاسلاميه» مي‌گويد: وهابيون به يقين دريافته‌اند، تنها مذهبي كه در آينده، اهل سنت و وهابيت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شيعه امامي است.

 شيخ "ربيع بن محمد" از نويسندگان بزرگ سعودي وهابي نیز در يكي از كتاب‌هاي خود مي‌نويسد: آنچه باعث فزوني شگفتي من شده اين است كه برخي از برادران وهابي و فرزندان شخصيت‌هاي علمي و دانشجويان مصري كه با ما در جلسات علمي شركت مي‌كردند و برادراني كه ما به آن‌ها حسن ظن داشتيم، اخيرا به سراغ اين مسير  (تشيع) رفته اند.


شيخ "محمد المغراوي" از ديگر نويسندگان سرشناس وهابي مي‌گويد: با گسترش مذهب تشيع در ميان جوان‌هاي مشرق زمين، بيم آن را دارم كه اين فرهنگ در ميان جوان‌هاي مغرب زمين نيز گسترده شود.

آري، وهابيت هنگامي كه ديد چگونه عقايد محكم شيعه با كمترين تبليغات مثبت،همه حقيقت‌جويان را مجذوب خويش ساخته است، القابی  چون مشرك و كافر به شيعيان دادند! و هنگامي كه ديدند اين تهمت ها نيز جواب نمیدهد، دست به ترور و قتل و خونريزي درعراق،افغانستان،پاکستان،لبنان وسوریه و... زدندکه هنوز ادامه دارد،اين‌‌ها همه نشان‌گر گسترش بي‌سابقه مذهب تشيع در جهان  است. بي شک تعاليم و آموزه‌هاي اهل‌بيت(ع) باعث افزايش پيروان آن شده و به تبع آن مسووليت سنگيني را بر دوش شيعيان قرارداده است.ان شاءالله با ظهور قائم آل محمد(ص) این دین ومذهب به کمال نهايي خود برسد.

 

 |+| نوشته شده در  پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

 

 گروه بين‌الملل،اقدام ایران را در در زمينه کنترل جمعيت،موفّق دانست و در مقابل، روسيه را به‌عنوان کشور ناموفّق اعلام کردند و حتّي  رئيس فدراسيون بين‌الملل خانواده برنامه‌ريزي شده

 (A. R. P. F) از کشورهاي اسلامي خواست تا از الگوي کنترل جمعيت در ايران پيروي کنند!!!!!!!

درباره علل و اهداف و انگيزه‌ها در اجراي اين طرح در ايران و ساير کشورهاي اسلامي و خطراتي که از اين ناحيه انقلاب اسلامي را تهديد مي‌کند، نکاتي وجود دارد که بايد درباره آن‌ها به بحث و بررسي نشست.

1. خطر سياسي و امنيتي

نکته حائز اهميت در خصوص کاهش جمعيت، برنامه‌اي است که سياستمدارن و استراتژيست‌هاي امريکايي و اروپايي براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران در نظر گرفته‌اند. برژينسکي، سياستمدار کهنه‌کار امريکايي و مشاور سابق امنيت ملي امريکا، در مصاحبه‌اي با روزنامه وال استريت ژورنال در مارچ 2009، در خصوص تغيير جمعيت ايران نکته‌اي را بيان کرد که ابعاد بسيار گسترده‌اي دارد. وي در اين مصاحبه گفته بود: «از فکر کردن به حمله پيش‌دستانه عليه تاسيسات هسته‌اي ايران بپرهيزيد و گفت‌وگو‌ها با تهران را حفظ کنيد، بالاتر از همه بازي طولاني مدتي را انجام دهيد چون زمان و آمارهاي جمعيتي و تغيير نسل در ايران به نفع رژيم کنوني نيست.» آن‌چه را که برژينسکي در يک جمله کوتاه بيان کرده، مي‌توان با تفصيل بيش‌تري اين‌گونه بيان کرد:

1-1. رشد منفي جمعيت از هم اکنون پادگان‌هاي نظامي را تحت تاثير قرار داده است به‌گونه‌اي که ناچار، مدت سربازي افزايش يافته است. چنان‌چه اين روند منفي ادامه يابد در 15 سال آينده ارتش و سپاه براي تامين نيرو با مشکلات جدي روبه‌رو خواهند شد. با اين فرض که اکثر استان‌هاي حاشيه‌اي از قوميت‌ها و مذاهب مختلفي تشکيل شده که بعضا تحت تاثير فرهنگ‌هاي بيروني مثل عربستان سعودي و... هستند و رشد جمعيتي آن‌ها تقريبا 4 برابر استان‌هاي مرکزي است.

 2-1. با اين وضعيت و با به هم ريختن تعادل جمعيتي ممکن است در 50 سال آينده بر اثر چالش‌هاي سياسي، مذهب رسمي که در قانون اساسي مذهب جعفري اثني عشري آمده است مورد سؤال واقع شود و خداي ناکرده همان پيش‌بيني برژينسکي محقق شود.

3-1. از نظر نيروي کار نيز ايران اسلامي با مشکل جدي مواجه خواهد شد؛ زيرا اکثر جمعيت ايران را افراد سالخورده تشکيل مي‌دهند بنابراين براي جلوگيري از تعطيلي کارخانه‌ها بايد از کارگران و نيروهاي وارداتي افغاني و غيرافغاني استفاده کرد و براي ديگر کارها و پست‌هاي مهم نيز بايد از نيروهاي خارجي بهره گرفت. فراموش نمي‌کنيم که در سال‌هاي قبل از انقلاب و حتي در سال‌هاي اوليه انقلاب، بهداشت و سلامت کشور توسط نيروهاي وارداتي مثل پزشکان هندي و پاکستاني اداره مي‌شد که نه درد مردم را درست تشخيص مي‌دادند و نه زبان آن‌ها را.

2. خطرات اقتصادي

به موازات پير شدن جمعيت و کاهش نرخ رشد جمعيت، توليد نيز در کشور کاهش مي‌يابد. فراموش نمي‌کنيم در سال‌هايي که جمعيت ايران 27 ميليون بود، از نظر مواد غذايي حتي گندم و ميوه‌جات نياز مبرم به واردات گسترده‌ وجود داشت ولي امروز با جمعيت 75 ميليوني علاوه بر تامين مايحتاج خود در بسيار‌ي از موارد جزو کشورهاي صادرکننده هستيم. افزون بر اين با کاهش رشد جمعيت و پير شدن جمعيت کشور هزينه‌هاي سنگين بيمه و طرح‌هاي حمايتي دولت براي بازنشستگان کمرشکن خواهد شد. واردات نيروي کار نيز موجب خروج ارز خواهد گرديد و در نتيجه بحران اقتصادي کشور را فرا خواهد گرفت.

3. خطرات فرهنگي و اجتماعي

زماني که تفکر کنترل جمعيت و تک‌فرزندي در کشور به گفتمان رايج تبديل شد، آثار و تبعات فرهنگي خاصي نيز در پي داشت و عقيم‌سازي زنان و مردان به يک عرف مجاز تبديل شد به طوري که امروز در جمهوري اسلامي تنها موردي که در بيمارستان‌ها و خانه‌هاي بهداشت به صورت رايگان انجام و بعضا جايزه هم اعطا مي‌شود، عمل عقيم‌سازي است! طبيعي است در اين فرهنگ، برخي خانواده‌هايي که از تنهايي رنج مي‌برند خلأ انس با فرزند را با انس با حيوانات به ويژه سگ پر کنند؛ امري که امروزه در بسياري از شهرهاي بزرگ به ويژه مناطق اشراف‌نشين به چشم مي‌خورد. شغل‌هاي جديد و مغازه‌هايي با عنوان غذاي سگ و شستشوي سگ و درمانگاه سگ و...

4. عوامل اصلي کاهش جمعيت

از عمده عوامل کاهش رشد جمعيت مي‌توان به اختصار، امور ذيل را نام برد:

1-4. افزايش سن ازدواج؛ در اين صورت تک فرزندي و يا کم فرزندي از پيامدهاي طبيعي ازدواج است.

2-4. طلاق‌هاي فراوان و زودرس که اغلب اين خانم‌ها موفق به ازدواج ديگري نمي‌شوند.

3-4. قوانين دست و پاگير مثل بيمه نشدن فرزندان چهارم به بالا و...

4-4. تبليغات گسترده بر ضد فرزند متعدد و تبليغ مثبت براي تک فرزندي و اولاد کم‌تر و تشويق‌هاي فراوان براي کاهش رشد از جمله رايگان بودن عقيم‌سازي مردان و زنان. سنگ‌اندازي در برابر طرح‌هايي که در راستاي تشويق فرزندداري ارائه شده بود مثل طرح آتيه رئيس جمهور که مقرر شد براي هر نوزاد، مبلغ يک ميليون تومان به حسابش ريخته شود، اما از سوي مجلس تامين بودجه نشد.


حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب هيچ گاه از سياست‌هاي تعديل جمعيتي دفاع نکرده‌اند بلکه امام در بياناتشان از ظرفيت ايران براي جمعيت 200 ميليوني و مقام معظم رهبري از جميت 150 ميليوني سخن به ميان آورده‌اند. ايشان در خصوص جمعيت فرموده‌اند: «من معتقدم که کشور ما با امکاناتي که داريم مي‌تواند صد و پنجاه ميليون نفر جمعيت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعيتم. هر اقدام و تدبيري که مي‌خواهند براي متوقف کردن رشد جمعيت انجام بگيرد بعد از صد و پنجاه ميليون انجام بگيرد»

همه این فشارها وتحریمهای ۳۵ساله که از جانب کشورهای زورگو وبا هدایت ومشورت اسرائیل و وهابیون ،برمردم مظلوم ایران،وارد شده،همگی درکاهش رشد جمعیت شیعه،تاثیر زیادی داشته است.

 

 |+| نوشته شده در  پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

همیشه دلتنگی به خاطره نبودن کسی نیست


گاهی به خاطره بودن کسی ست که حواسش به تو نیست

 

 |+| نوشته شده در  چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

فقر  همه جا سر ميكشد

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست...طلا و غذا نيست

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود

فقر ،  همه جا سر ميكشد

          فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست

                       فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است

                                                       
دکتر علی شریعتی
 |+| نوشته شده در  چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

kheslate sarmayedari baraye baazi afrad hamrah ba khesasat va ghorure

 darsi ke az pedaram gereftam ineke age midunid gharare maghruro، khasis beshid hichgah az khoda nakhain ke dar radife sarmayedaran ghararetun bede be jaygahe khodetun razi bashin

 

 |+| نوشته شده در  چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

kheili delam vase bachegiyam tang shode vase deltangiyaye kudakane vase zamani ke hame chizro bishtaraz sennam mifahmidam,vase asheghanehaye nojavani vase negahaee ke poraz maana bud vase golhaye khoshki ke hanuz labelaye ketabame vase baham budana baham khandidana mano dustam, mano..engar emshab hame chiz buye tanhaee mide,hesse gharibanei ke gah gahi soragham ro migire,hanuz ham nabze ehsasatam dar in havaye sard mizane hanuz kami ta adam barfi shodan faselast,shayad hatta delam baraye khoda ham tang shode ast,vase khubo ehsasi harf zadana..ey kash..akh ke cheghadr zud bozorg shodim..

 |+| نوشته شده در  چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 

ابویزید بسطامی را پرسیدند:

که این پایگاه به دعای مادر یافتی، این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟

گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود،

 کوزه برداشتم.

به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر

 بیدارش کنم من بزهکار باشم.

بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟

قصه بگفتم.برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت:

الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان.
 |+| نوشته شده در  بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 
روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی و پول و داریی زیادی جمع کرده بود،

قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول

گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.زن نیز قول داد که چنین کند.

چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را وداع کرد. وقتی ماموران  مراسم مخصوص را بجا آوردند

 و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند،ناگهان همسرش گفت:

صبر کنید. من باید به وصیت شوهر مرحومم عمل کنم.بگذارید من این صندوقجه را هم در

 تابوتش بگذارم.دوستان آن مرحوم که از کار همسرش متعجب شده بودند به او گفتند آیا

 واقعا حماقت کردی و به وصیت آن مرحوم عمل کردی؟زن گفت: من نمی توانستم بر خلاف

 قولم عمل کنم. همسرم از من خواسته بود که تمامی دارایی اش را در تابوتش بگذارم و

من نیز چنین کردم. البته من تمامی دارایی هایش را جمع کردم و وجه آن را در حساب بانکی

 خودم ذخیره کردم.در مقابل چکی به همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آن را در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آن را وصول کرده و تمامی مبلغ آن را خرج کند!

 |+| نوشته شده در  نوزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 
کتابی بسیارخوب برای دختران
کتاب «دختران بخوانند» جلد اول از مجموعه هفت جلدي «آنچه بايد همه بدانند» است. 

«دختران بخوانند» کتابي است که همه دختران به آن علاقه نشان خواهند داد.
 زيرا مملو از داستان هاي واقعي و اتفاقاتي است که براي همه دختران، خواندني، آموزنده و بسيار جذاب خواهد بود. اين کتاب در برخي هفته ها پرفروش ترين کتاب معرفي شده و برخي کارشناسان خانواده نيز مطالعه آن را توصيه کرده اند.

دکتر منصوره رحمان دوست از مشاوران خانواده درباره اين کتاب اين طور گفته است: در اين کتاب، نويسنده هرگز از احساسات دختران جوان غافل نبوده و به صورتي غير مستقيم، ارائه طريق کرده و در نهايت از برکت آيات و روايات نيز، خواننده را بي بهره نگذاشته است. از خواننده گرامي اين انتظار مي رود که با دقت و توجه وافي، اين مجموعه را مطالعه کند و به اين کتاب، به عنوان «شاه کليدي» براي حل مشکلات خود بنگرد و هر چه بيشتر، از آن بهره ببرد.

فراموش نکنيم هر کدام از ما در قبال ديگري مسئول هستيم، به خصوص زماني که آن فرد يا افراد، اعضاي خانواده ما باشند، بنابراين هر چه بيشتر بدانيم و به آن عمل کنيم در ارتقاي سطح امنيت خانواده خود، موفق تر خواهيم بود.
همچنين نويسنده کتاب با توجه به آسيب پذيري روابط عاطفي افراد در دوران معاصر و تکيه بر مشاهدات زندگي روزمره،  نکاتي را براي پيشگيري از اين آسيب ها به ويژه براي دختران به رشته تحرير درآورده است.

 قدير عيدي زاده، نويسنده کتاب، با تکيه بر تحقيقات و پژوهش هايش، نکاتي را يافته که در ميان گذاشتن آن با دختران ضروري است.

نويسنده کتاب بيش از هر چيز بر ازدواج تاکيد دارد و آنچه با دختران در ميان مي گذارد نيز مرتبط با همين امر است. وي بر انتخاب همسر تاکيد ويژه دارد و نکات و داستان هاي واقعي را روايت مي کند تا از طريق آن مخاطبانش را به اهميت اين موضوع آگاه سازد.

عيدي زاده در شيوه نگارش اين کتاب، اصل را بر جذب مخاطب قرار داده، به همين دليل موضوعات مورد نظرش را با ذکر داستان هاي واقعي همراه کرده است. وي درباره اين داستان ها مي کوشد با به بحث کشيدن موضوعات آن، در ذهن مخاطب پرسش هايي را ايجاد کند و او را به تفکر وادارد. بايد گفت اين کتاب يکي ديگر از آثاري است که مي کوشد تا جايي که در توان دارد، روابط عاطفي انسان ها را از آسيب ها مصون دارد.
چاپ نخست کتاب «دختران بخوانند» در شمارگان 5000 نسخه، 270 صفحه و با بهاي 72000 ريال از سوي انتشارات پرسمان منتشر شده است.

 |+| نوشته شده در  بیستم شهریور ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 


دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد پس از دوماه  نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون :

" لورای عزیزم  متاسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدم وباید بگویم که در این مدت چند بار به تو خیانت کرده ام ومی دانم که نه تو ونه من شایسته ی این وضع نیستیم. من راببخش وعکسی که به تو داده بودم برایم بفرست با عشق روبرت

دخترجوان رنجیده خاطر از رفتار مرد از همه همکاران ودوستانش می خواهد که عکسی از ‏ برادر، پسرعمو،پسردایی و... خودشان به او قرض دهند وهمه آن عکس ها را با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند به این مضمون :

 "روبرت عزیز مرا ببخش ،هرچه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم،لطفا عکس خودت را از میان عکس های توی پاکت جداکن وبقیه را به من برگردان"

 

 |+| نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 
  بالا