معرفت
 
 
 

فقر  همه جا سر ميكشد

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست...طلا و غذا نيست

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود

فقر ،  همه جا سر ميكشد

          فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست

                       فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است

                                                       
دکتر علی شریعتی
 |+| نوشته شده در  چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 
  بالا