معرفت
 
 
 

 هنگامى كه خداوند مرا آفريد و روحش را در من دميد، بلند شده و نشستم. همين طور كه به عرش خدا مى‏نگريستم، ناگهان پنج نور بسيار درخشان را ديدم. غرق در پرتو انوار آنها شدم و از خداوند پرسيدم اين پنج نور كيستند؟ خداوند فرمود:

«اين پنج نور، نورهاى اشرف مخلوقات، باب‏ها و واسطه‏هاى رحمت من هستند، اگر آنها نبودند تو و آسمان و زمين و بهشت و دوزخ و خورشيد و ماه را نمى‏آفريدم.»

پرسيدم: خدايا نام اينها چيست؟ فرمود: به عرش بنگر. وقتى به عرش نگاه كردم، اين نامها را مشاهده نمودم:

«بارقليطا، ايليا، طيطه، شَبَر، شُبَير»

كه به زبان سريانى است، يعنى محمد، على، فاطمه، حسن و حسين - عليهم السلام -) بنابراين برترين مخلوقات اين پنج تن هستند.

جبرائیل فرمودخدا را به این اسامی بخوان تا توبه ات را بپذیرد و آدم پرسید چگونه بخوانم. جبرائیل گفت بگو:

یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه یا محسن بحق الحسن، و یا قدیم الاحسان بحق الحسین
وقتی جبرئیل نام حسین علیه السلام را برد قلب آدم شکست و اشکش جاری شد. او گفت: برادرم جبرائیل چرا هنگامی که نام پنجم را بر زبان جاری می ساختم قلبم شکست و اشکم جاری شد؟
جبرئیل گفت: برای این که به فرزندت مصیبتی روی دهد که (همه) مصائب نزد آن کوچک و حقیرند.
آدم گفت: آن مصائب چگونه اند؟

گفت : "یقتل عطشانا غریباً وحیداً فریداً" گفت که فرزندت را می کشند در حالی که تشنه کام است و بی کس و تنها نه او را ناصری هست و نه کمک کننده ای، ای آدم اگر او را ببینی در آن روز که از فرط تشنه کامی و از فقدان یاری دهنده "ولی خدا" شکایت می کند چنانکه آسمان در جلوی دیدگانش تیره و تار گردد، پس هیچکس او را یاری ندهد، جز با شمشیر که سر مبارکش را از قفا ببرند و اموالش را غارت نمایند و سرانشان را بر فراز نی ها از این دیار به دیاری دیگری ببرند در حالی که زنانشان (در کاروان اسیران) در جلوی سرهای مطهر باشند، (بله) و اینچنین در علم خداوندی این حادثه بزرگ رقم خورده است.

 |+| نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت   توسط   | 
  بالا