معرفت
 
 
 


هتك حرمت پیكر حجربن عدی در سوریه

عناصر وهابی گروهك تروریستی در شنیع ترین اقدام هتاكانه خود از بدو آغاز فعالیت های فرقه ای در كشور سوریه كه با هدف دامن زدن به آتش تفرقه بین مسلمانان انجام گرفته است، با حمله به مرقد مطهر "حُجر بن دی" (رحمة الله علیه) و تخریب ضریح و نبش قبر آن صحابی جلیل القدر، پیكر تازه و آغشته به خون او را بیرون كشیده و با خود به سرقت بردند. 
حجر در عین دلاورى، مرد تقوا و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را "حجر الخیر" مى نامیدند، در برابر حجر شر كه از یاران معاویه بود. او نسبت به مادرش همواره نیكى مى كرد و نماز و روزه فراوان انجام مى داد. او هرگز بى وضو نمى ماند و هر وقت وضو مى گرفت، پس از آن حتماً نماز مستحبی هم مى خواند. دعاى او در پیشگاه پروردگار به هدف اجابت مى رسید و نزد همگان به "مستجاب الدعوه" بودن شهره بود.
 او در میان یاران حضرت على(علیه السلام) نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در ركاب آن حضرت شمشیر مى زد. او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیر مؤمنان(علیه السلام) چنین اعلام كرد: «ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم؛ مى دانیم جنگ را از كجا باید شروع كرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده و زود شناختیم. ما داراى یاران نیك، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده هستیم و اینك اختیار ما در دست توست یا امیرالمؤمنین! اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در ركاب تو خواهیم ماند و هر چه دستور دهى اطاعت مى كنیم.» امیر مؤمنان(علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا كرد.
 
یكى دیگر از افتخارات حجر، مقابله با "ضحاك" یكى از فرماندهان نامدار لشكر شام بود كه در این نبرد پیروز شد.
 
حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمانده قبیله كنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره (سمت چپ) لشگر امام را بر عهده داشت.
 
بعد از شهادت امام على(علیه السلام) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن(علیه السلام)، حاكمان شهرها به دستور معاویه شروع به شكنجه و آزار شیعیان كردند. یكى از این حاكمان، مغیره بن شعبه(علیه اللعنة) بود كه چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى كرد و مى گفت: «نمى خواهم بهترین مردان شهر را بكشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهكار! با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و سرورى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغذب مى گردد.»
 
بیان حجر در رثای امام علی (علیه السلام)
حجر بن عدى، فرداى ضربت خوردن مولاى متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من، به خاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاكان و شیرمرد پاكیزه خویى است كه او را كافرى پست، گمراه، دور از رحمت خدا و گنهكارى مفسد و سنگدل كشت. لعنت خدا بر كسى باد كه از شما خاندان دورى كند، زیرا شما خاندان پیامبر، راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیزید.
 
بشارت شهادت حجر از زبان امام علی(ع)
چشمان نافذ و بصیر امیر مؤمنان(علیه السلام) به سوى حجر دوخته شد و او را مخاطب ساخته و فرمود: «چگونه خواهى بود هنگامى كه تو را به تبرّى جویی از من فرا خوانند و چه خواهى گفت در آن حال كه از تو بخواهند پیوند دوستى ات را از من بگسلى؟» حجر پاسخ داد: «به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره كنند و اگر خرمنى از آتش بیفروزند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را مى پذیرم ولى تبراى از تو را، هرگز.»
حضرت على(علیه السلام) هم شهادت حجر و یارانش را پیشاپیش مژده داد و فرمود: ای اهل كوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء كشته خواهند شد كه وضع آنان، مانند "اصحاب اخدود" خواهد بود.
 
زیاد بن ابیه با حجر چه كرد؟
در سال 50 هجرى، دست مرگ طومار عمر "مغیره بن شعبه"(علیه اللعنة) را در هم نوردید و معاویه(علیه اللعنة) "زیاد بن ابیه"(علیه اللعنة) برادرخوانده بدنام و سفاك خود را كه حكمران بصره بود همزمان، به حكمرانى كوفه نیز منصوب نمود اما با چنان اعتراض سختى و مبارزه بى امانى از جانب حُجر مواجه شد كه بر فراز منبر رفت و چنین گفت: «اگر نتوانم این قریه ناچیز (یعنى كوفه) را از شر تحریكات حجر حفظ كنم مرد نیستم! من بلائى بر سر حجر بیاورم كه براى آیندگان عبرت باشد.» او اما با سرسختى حجر و یارانش مواجه شد و ناگزیر پس از تلاش‌هاى فراوان از دستگیرى وى نا امید شد اما با بى وفایى و خیانت كوفیان، چندى بعد، حجر مجبور شد در عوض دادن امان‌نامه از طرف زیاد، خود را تسلیم كند چون همرزمان حجر، بازداشت و سركوب شدند، زیاد براى اینكه معاویه را به كشتن حجر وا دارد، شروع به جمع آورى شهادت‌هاى دروغ و طومارى بى‌اساس بر ضد حجر و همرزمانش كرد و سرانجام حجر و 11 تن از یارانش را به شام حركت داد و در نتیجه هفت تن از همراهان حجر، آزاد و باقى به مرگ محكوم شدند.
 
ضریح مزار حجر بن عدی پیش از تخریب

71109563904145835322.jpg 

 
   كوتاه‌ترین نماز در همه عمر                                                                                                                
هنگامى كه نوبت قتل حجر رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو ركعت نماز بخواند؛ او موافقت كرد. حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد. پرسیدند: «آیا از ترس مرگ، نماز را طول دادى؟» گفت: «به خدا سوگند در عمرم هرگاه وضو ساخته‌ام دو ركعت نماز هم خوانده‌ام و هرگز نمازى به این كوتاهى نخوانده‌ام و براى اینكه خیال نكنید من از مرگ مى‌ترسم نمازم را این‌قدر كوتاه خواندم.» و بعد گفت: «پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نكنید و خون پیكرم را نشویید زیرا مى‌خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم.»
 

خبر شهادت حجر و همرزمانش، بازتاب وسیعی در جامعه داشت كه شدیدترین اعتراض به این اقدام را امام حسین(علیه السلام) علیه معاویه انجام داد. در این بین، عایشه نیز كه از عظمت مقام حجر نزد پیامبر خدا(ص) آگاه بود معترض بود و شخصى را نزد معاویه فرستاده بود تا مانع كشتن حجر شود اما كار از كار گذشته بود. عایشه به معاویه گفت: از پیامبر(ص) شنیدم كه فرمود: «پس از من، هفت نفر كشته مى شوند كه خدا و اهل آسمان از قتل آنان، خشمگین خواهند شد.»
گویند معاویه، هنگام مرگ، دچار كابوس ترسناكى شده بود و در حالى كه به‌شدت دچار تشنج و درد بود تكرار مى‌كرد: «اى حجر! مؤاخذه و گرفتارى من به خاطر تو طولانى خواهد بود.»
 
تأثیر شهادت حجر
شهادت حجر، تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از امویان، سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت به طوری كه عایشه هنگامی كه در موسم حج با معاویه دیدار كرد به او گفت: «چرا حجر و یاران او را كشتی و از خود شكیبایی نشان ندادی؟ به‌راستی كه از رسول خدا(ص) شنیدم كه فرمود در «مرج عذراء» (عدرا البلد) جماعتی كشته می‌شوند كه فرشتگان آسمان از كشته‌شدن آنان، به خشم خواهند آمد.»
 
معاویه برای اینكه عمل خود را توجیه كند، گفت: «متأسفانه در آن زمان، هیچ مرد عاقل و كاردانی نزد من نبود تا مرا از این كار باز دارد!»
 |+| نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت   توسط   | 
  بالا